دستهبندی: رمان و داستان


کتاب پرفسور اینشتین عزیز اثر آلبرت اینشتین نشر نیک فرجام
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
کتاب اینشتین میگوید: تو نابغهای، دربارهی تعاملات و احساسات موسی توماج ایری از کودکی نسبت به اینشتین سخن میگوید، همچنین به بیان تزهای فکری اینشتین و ویژگیهای شخصیاش به همراه ذکر خاطرات بامزه و کوتاهی از اینشتین میپردازد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
یک روز که اینشتین از سفر لندن برگشت و به خانهاش در برلین رسید، چمدانش را به همان ترتیب که خانمش برایش پیش از حرکت بسته بود، بازآورد. دست به ترکیب چمدان نزده بود و با لحنی بسیار جدی میگفت فرصت نکرده از آن استفاده کند. کفشهایش را بدون جوراب پوشیده بود و در توجیه آن به یکی از دوستانش گفته بود: «من به این نتیجه رسیدهام بدون جوراب هم میشود در کفش راه رفت. از طرفی جورابها زود به زود سوراخ میشوند و زنم دائماً باید آنها را رفو کند؛ بنابراین من دیگر جوراب نمیپوشم چون امورات انسان بدون جوراب هم میگذرد.»
دستهبندی: رمان و داستان