دستهبندی: رمان و داستان


کتاب بر باد رفته اثر مارگارت میچل نشر ضامن آهو
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
رمان بر باد رفته شاهکار پرفروش مارگارت میچل، نویسندهی زن آمریکایی است که اندکی پس از انتشارش جایزهی پولیتزر را از آن خود کرد. نویسنده در این رمان، داستان زندگی دختر زیبایی به نام اسکارلت را روایت میکند که به دنبال تجربهی عشق واقعی، زندگی پرفرازونشیبی را از سر میگذراند و در دنیایی پر از سختی، برای بقا میکوشد. وقایع این کتاب، مصادف با سالهای جنگ داخلی آمریکاست و همین ویژگی، روحی حماسی را نیز در داستان عاشقانهی میچل، میدمد.
دربارهی کتاب بر باد رفته
یکی از پرفروشترین رمانهای تاریخ جهان، کتاب بر باد رفته (Gone with the Wind) به قلم مارگارت میچل (Margaret Mitchell)، نویسندهی زن آمریکایی است که داستان زندگی عاشقانهی زنی خوشقلب، حساس و البته مغرور را در پیوند با وقایع دوران جنگ داخلی آمریکا روایت میکند. این کتاب بلافاصله پس از انتشار، جایزهی پولیتزر را از آن خود کرد و با اقبال کمنظیر خوانندگان مواجه شد و تابهامروز نیز، یکی از رمانهای پرمخاطب و مهم تاریخ ادبیات جهان باقی مانده است.
مارگارت میچل در کتاب بر باد رفته، قصهی دختری را روایت میکند که در دوران آشوب و ترس و ناامنی، به دنبال عشق میگردد. اسکارلت اوهارا شخصیت اصلی رمان میچل است که داستانش از بهار سال 1861 میلادی آغاز میشود. او دختری زیبا و نازپرورده است و در عین اینکه مانند سایر دختران زیبارو، غرور نجیبزادگی دارد، صاحب روحی حساس و قلبی مهربان است. با این توصیفات نیاز به گفتن نیست که اسکارلت خواستگاران فراوانی دارد. درعینحال، قلب او در گروی عشق نجیبزادهای به نام اشلی ویلکز فشرده شده است. اسکارلت در آغاز راه پرپیچوخم عاشقی، با مانعی دشوار مواجه میشود: اشلی با دختر سادهای به نام ملانی نامزد میکند و اسکارلت عاشق را ناکام میگذارد. همین روزهاست که جنگ داخلی نیز در آمریکا آغاز میشود و وضعیت اسکارلت بهمراتب دشوارتر میگردد.
اندکی بعد چارلز، برادر ملانی، به اسکارلت پیشنهاد ازدواج میدهد و اسکارلت، با این هدف که قلب معشوقش، اشلی را بشکند و از او انتقام بگیرد، به این پیشنهاد پاسخ مثبت میدهد. اما چارلز در بحبوحهی جنگ به بیماری سرخک مبتلا میشود و از دست میرود و اسکارلت باردار را تنها میگذارد. زن بعد از زایمان، جورجیا را به مقصد آتلانتا ترک میکند تا در آرامش شهری خلوت، در کنار ملانی و خالهاش زندگی آرامی داشته باشد. او در آتلانتا با مردی به نام رت باتلر آشنا میشود و ملاقاتهایی بین آنان رخ میدهد. رت اسکارلت را تشویق میکند تا از سنتهای محدودکننده دور شود و زندگی خود را از قید و بندهای بیوهزنهای سنتی آزاد کند.
در ادامهی ماجرای رمان بر باد رفته به قلم مارگارت میچل، اشلی در جنگ اسیر میشود. در پی این خبر، اسکارلت و ملانی نیز با کمک رت به خانه و مزرعهی پدری اسکارلت در جورجیا بازمیگردند و زندگی را در همانجا ادامه میدهند؛ در مزرعهای که به دست یانکیها آسیب بسیار دیده و غارت شده است. با دیدن این وضعیت، اسکارلت نهتنها تسلیم نمیشود، بلکه قدرت روحی خود را بازمییابد و به بازسازی مزرعهی پدری همت میگمارد.
پس از جنگ، کارگر سابق مزرعه که حالا برای خود کسی شده است، میخواهد با بریدن مالیات سنگین برای مزرعهی اسکارلت، آنجا را به چنگ خود درآورد. اما اسکارلت مصمم است که دارایی خود را حفظ کند. او با همین هدف، به خواهرش خیانت میکند و با نامزد وی ازدواج میکند تا بتواند با پول شوهر جدیدش، مالیات مزرعه را بپردازد و آنجا را حفظ کند. در ادامهی داستان او به کمک رت، کارگاه چوببریای احداث میکند و پس از مرگ پدرش دوباره به آتلانتا میرود تا در تجارت چوب سرمایهگذاری کند.
اسکارلت که حالا زنی قوی و سختیکشیده است و شخصیتش دیگر نسبت به دختر نازپروردهی آغاز داستان تغییر بسیاری کرده، در دوران ناامنی حاصل از اختلافات میان سیاهپوستان و سفیدپوستان، توسط یک سیاهپوست مورد تعرض قرار میگیرد و شوهر دومش را هم که دست به انتقام از متعرض زده بود، از دست میدهد. اما زندگی پرفراز و نشیب او بعد از این واقعه نیز، کماکان به روند پراتفاق خود ادامه میدهد.
مارگارت میچل در کتاب بر باد رفته، شخصیت دختری را ترسیم میکند که در آغاز نازپرورده و ضعیف است و وقایع تلخ زندگی، موجب تضعیف روحیهی او میشود. اما وقتی تجربههای مختلفی کسب میکند و نسبت به سیر زندگی خود آگاهی و تسلط بیشتری پیدا میکند، قدرت روحی پیدا میکند و با تلخیهای زندگی به مبارزه برمیخیزد. اتفاقاً در بسیاری مواقع نیز، تلاشهایش سودمند واقع میشوند و در برابر تقدیر، پیروزمندانه گام میزند.
از این رو، رمان بر باد رفته همانطور که خود مارگارت میچل نیز اشاره کرده است، بیش از هرچیز داستانی دربارهی بقاست. بقای زنی تنها در دنیایی ناامن و پرآشوب. زنی که تصمیم میگیرد تلاش کند تا به جای غرق شدن در سختیهای زندگی، بر سیل حوادث سوار شود. نویسنده در داستان بر باد رفته، میخواهد ما را با دوگونه از مردمان آشنا کند: آنان که در مواجهه با حوادث از بین میروند و آنان که با سختیها مبارزه میکنند، پیروز میشوند و باقی میمانند.
نکتهی دیگری که باید در ارتباط با رمان مارگارت میچل مورد توجه واقع شود، این است که اسکارلت در بخشی از رمان بر باد رفته که نام خود را از شعری از ارنست داوسون وام گرفته، در پی آن است که بداند آیا مزرعهاش هنوز پابرجاست یا در جریان حوادث جنگ، بر باد رفته است؟ پیوند داستان زندگی عاشقانهی او با وقایع جنگ داخلی آمریکا و تغییراتی که در نتیجهی این جنگ در این کشور رخ دادهاند، موجب میشود که در خوانشی تاریخمند، به این نتیجه برسیم که باید خانهی پدری اسکارلت را استعاره از نوعی از سبک زندگی بدانیم که قرار است در روند حوادث نابود شود و به شکل دیگری درآید. نوعی از سبک زندگی، که رت نیز به اسکارلت پیشنهاد میکند تا آن را کنار بگذارد و آزادانه زندگی کند.
کتاب بر باد رفته به لحاظ به تصویر کشیدن
دستهبندی: رمان و داستان